شمعچه

لغت نامه دهخدا

شمعچه. [ ش َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) شمع خرد استصباح را. ( یادداشت مؤلف ). || تیر کوچک که زیردیوار یا سقف شکسته نهند نیوفتادن آنرا. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شمع شود. || کبریت که به جای چوب ماده شمعی دارد. شمع سخت خرد که بر سر آن گوگرد باشد و چون کبریت بکار برند. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با شمعچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بزد آتش و شمعچه ای بر فروخت مگر بوریا بود لختی بسوخت

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز