لغت نامه دهخدا
امیدوارکوه. [ اُمیدْ ] ( اِخ ) یکی از رشته های فرعی سلسله جبال قارن است که از آمل تا استرآباد امتداد دارد. بعد این کوه را امیرکوه نامیده اند. ( از سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو متن انگلیسی ص 2 ترجمه فارسی ص 19 ).
امیدوارکوه. [ اُمیدْ ] ( اِخ ) یکی از رشته های فرعی سلسله جبال قارن است که از آمل تا استرآباد امتداد دارد. بعد این کوه را امیرکوه نامیده اند. ( از سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو متن انگلیسی ص 2 ترجمه فارسی ص 19 ).
یکی از رشته های فرعی سلسله جبال قارن است که از آمل تا استراباد امتداد دارد بعد این کوه را امیر کوه نامیده اند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شهریاران ایرانی نژاد توانستند زمینهای از دست رفته را از بازستانده و ونداد هرمزد که جد مازیار بود توانست فرمانروایی بر هامون و دشت و بخشهایی از کوهستان طبرستان را بهدست گیرد. کینهٔ مردم طبرستان از عربان به حدی بود که در سال ۱۶۰ هجری مردم امیدوار کوه (کوهستانی میان آمل و گرگان)، از ظلم کارگزاران خلیفه به ستوه آمدند.