افلج

لغت نامه دهخدا

افلج. [ اَ ل َ ] ( ع ص ) آنکه میان هر دو دست یا پستان وی دوری باشد یا در تباعد هر دو پستان نیاید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گشاده میان دو دست. ( تاج المصادر بیهقی ). کژدست. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). آنکه پستانهایش از هم گشاده باشد. ( یادداشت مؤلف ). || گشاده دندان. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مهذب الاسماء نسخه خطی ) ( المصادر زوزنی ) ( آنندراج ). مرد گشاده میان دندانها. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دندان گشاده. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

کسی که میان دودست یادوپستان یامیان دندانهایش گشادگی باشد
آنکه میان هر دو دست یا پستان وی دوری باشد یا در تباعد هر دو پستان نیاید.

جمله سازی با افلج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ثابت بن افلج گويد: در دل شبى اسب خود را گم كردم (وقتى نااميد شدم ) خدمت اميرالمؤمنين عليه السّلام آمدم، چون به در خانه حضرت رسيدم، قنبر غلام حضرت بيرون آمد وبه من گفت:

💡 اى پسر افلج برو اسب خود را از عوف بن طلحه سعدىتحويل بگير!(310)

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز