لغت نامه دهخدا
افتصاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) رگ زدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رگ شکافتن. ( از اقرب الموارد ). فصد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
افتصاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) رگ زدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رگ شکافتن. ( از اقرب الموارد ). فصد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوین در سال ۱۳۵۵ برای ادامه تحصیل به اروپا رفت و از انستیتوی بینالمللی مطالعات اجتماعی لاهه در هلند دیپلمای عالی برنامهریزی اقتصادی و اجتماعی را به دست آورد. در سال ۱۳۵۷ او از دانشگاه منچستر در انگلیس نخست دیپلمای عالی اقتصاد توسعه و سپس فوق لیسانس اقتصاد در رشتههای تخصصی افتصاد پولی و افتصاد توسعه را در ۱۳۵۸ به دست آورد.