لغت نامه دهخدا
( آشوری ) آشوری. ( ص نسبی، اِ ) رجوع به آسوریان شود. || ( اِخ ) نام طائفه ای از مردم قزوین.
( آشوری ) آشوری. ( ص نسبی، اِ ) رجوع به آسوریان شود. || ( اِخ ) نام طائفه ای از مردم قزوین.
( آشوری ) ۱. مربوط به آشور.
۲. از مردم آشور.
۳. طایفۀ نصاری از نژاد سامی که در ترکیه و ایران به سر می برند، آسوری.
۴. (اسم ) زبانی از شاخۀ زبان های حامی سامی که در میان این قوم رایج بوده است.
( آشوری ) ( صفت ) منسوب به آشور ۱ - هر چیز مربوط و متعلق به آشور. ۲ - از مردم آشور.
آسوری:طایفه نصاری نژادسامی باتکلم سریانی قدیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۲۰۰۶ درخواست خودمختاری برای اشوریها در کردستان عراق کرد، و پس از سه سال تلاش موفق شد آن را در ماده ۳۵ قانون اساسی اقلیم کردستان جایگزین کند.