اسلال

لغت نامه دهخدا

اسلال. [ اِ ] ( ع مص ) بیمار سل گردانیدن. ( منتهی الارب ). به بیماری سل مبتلا کردن. || دزدی. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ). دزدیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || سرقت خفیة. || خیانت. ( منتهی الارب ). || رشوت دادن. ( تاج المصادر بیهقی ). رشوة. ( مهذب الاسماء ). پاره دادن. || غارت آشکار.
اسلال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ سَلّة.

جمله سازی با اسلال

💡 و در حديث پيغمبر خدا(ص ) آمده است: لا نهب و لااغلال و لا اسلال، و من يغلل ياءت بما غل يوم القيامة . يعنى نه غارت رواست و نهخيانت و كش رفتن و نه دزدى، و هر كس خيانت كرده، پنهانى چيزى را بدزدد، با همان مدركروز قيامت احضار شود(318). در اين حديث، غارت و كش رفتن، و دزدى پنهانى، دررديف دزدى به حساب آمده است. اغلال، دزدى پنهانى، واسلال، دزدى است.

مارتینی یعنی چه؟
مارتینی یعنی چه؟
چای یعنی چه؟
چای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز