لغت نامه دهخدا
اتگه. [ اَ ت َ گ َ ] ( ترکی، اِ ) شوهر دایه را گویند؛ کما فی دریای لطافت. و این مخفف اتاگاه است چه در ترکی اتا بمعنی پدر است و اتاگاه کسی که قائم مقام پدر باشد ( ؟ ). ( غیاث اللغات ).
اتگه. [ اَ ت َ گ َ ] ( ترکی، اِ ) شوهر دایه را گویند؛ کما فی دریای لطافت. و این مخفف اتاگاه است چه در ترکی اتا بمعنی پدر است و اتاگاه کسی که قائم مقام پدر باشد ( ؟ ). ( غیاث اللغات ).
شوهر دایه را گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از رسیدن به سن رشد اکبرشاه به او خطاب میرزا خان عطا کرد. سپس عبدالرحیم با «ماهبانو» خواهر میرزا عزیز کوکه پسر اتگه خان از بزرگان دودمان گورکانی ازدواج کرد. میرزا عبدالرحیم خانخانان از آن پس بهسرعت مدارج مختلف ترقی را طی کرد و یکی از نه وزیر اصلی دربار اکبر بزرگترین امپراتور گورکانی هند شد. نه تن در دیوان اکبر شاه رجال ممتاز تلقی میشدند که بهزبان محلی شبه قاره آنها را «نورتن» یا ناواراتان گفتهاند و عبدالرحیم خانخانان یکی از آنها بوده است. او مدتی انتظام مناطق دکن را برعهده داشت.