ابوشمر

لغت نامه دهخدا

ابوشمر. [ اَ ش ِ ] ( اِخ ) نام یکی از رؤسای فرقه صالحیه است.
ابوشمر. [ اَ ش ِ ] ( اِخ ) ابن سلامه. ملقب به ذی الذِفَرین حمیری. رجوع به ذوالذِفَرین... شود.
ابوشمر. [ اَ ش ِ ] ( اِخ ) بشربن معتمر را کتابی است در ردّ بر او. ( ابن الندیم ).
ابوشمر. [ اَش ِ ] ( اِخ ) شرحبیل، ملقب به ذی الجوشن. صحابی است.
ابوشمر. [ اَش ِ ] ( اِخ ) الضبعی. او از عائذبن عمرو روایت کند.

جمله سازی با ابوشمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 224- مقداد بن عمرو بن ثعلبه بن مالك بن...، عمرو در جاهليت متهم بهقتل شد، ناچار به حضر موت گريخت و با قبيله كنده پيمان بست و زنى از آن قبيله رابگرفت و از او مقداد به دنيا آمد. مقداد چون بزرگ شد، بين او ابوشمر نزاعى در گرفت، كه مقداد پاى او را مجروح كرد و به مكه گريخت و خود را زير حمايت اسود بن عبديغوث در آورد. اسود او را به فرزندى گرفت و مقداد بن اسود خوانده شد. اما پس ازنزول آيه ادعوهم لابيهم بار ديگر مقداد بن عمرو ناميده شد. پيغمبر در حق مقداد فرمودهاست: خداوند مرا به دوستى چهار تن امر فرموده: على، مقداد، سلمان و ابوذر. مقداد درسال 33 درگذشت. استيعاب، ج 3، ص 451؛ اصابه، ج 3، ص 433 - 434.

💡 شهرستانى از جمله آراى ابوشمر، يكى از قدريه نخستين، را انتساب تقدير خير و شربه انسان و نفى هر گونه تقدير الهى در اين باره مى داند. (55)

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز