لغت نامه دهخدا
محارن. [ م َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ محرن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به محرن شود.
محارن. [ م َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ محرن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به محرن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 611- محارن الحكمه فى...، محمد علم الهدى، ج 1، ص 9 - 12، انتشارات جامعهمدرسين قم.