لغت نامه دهخدا
( مجعولة ) مجعولة.[ م َ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث مجعول. رجوع به مجعول شود.
( مجعولة ) مجعولة.[ م َ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث مجعول. رجوع به مجعول شود.
( اسم ) مونث مجعول جمع: مجعولات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صاحب كتاب ((فصل الخطاب )) پس از نقل اين سوره مجعوله از كتاب ((دبستان المذاهب )) مى فرمايد: درهيچيك از كتب شيعه اسمى از اين سوره نيست فياللعجب از صاحب كتاب دبستان المذاهب ازكجا اين سوره را پيدا كرده و به چه جراءت به شيعه نسبت داده.
💡 و آنچه حديث كه از ابن السوداء نقل كرده اند با در نظر داشتن اينكه ابن السوداء همانكسى است كه اسمش را عبد الله بن سبا گذارده اند، و تمامى احاديث مربوط به داستانعبد الله ابن سبا نيز منتهى به اين دو نفر مى شود، همه و همه از احاديث مجعوله است ومحققين از علماى فن، اخيرا به يقين رسيده اند كه داستان ابن السوداء ازاصل يك مطلب خرافى بوده و هيچ واقعيتى نداشته و مردى بدين نام وجود نداشته است.
💡 اين كتاب (لقاء اللّه ميرزا جواد آقا) از جهت مستند همواره اخبار معتبره معتمده را كه به مصدرو سر چشمه آل عصمت عليهم السلام نزديك است استناد مى كند و در حقيقت آب از سرچشمهبردارد ولى باز اين خبر را استناد مى كند كه ان اللّه ما نظر الى الاجسام منذخلقها با اينكه اين خبر - طبق گفته شيخ بهايى در اربعين - از اخبارموضوعه مجعوله است.