لغت نامه دهخدا
قصواء. [ ق َص ْ ] ( ع ص ) مؤنث اقصی. گویند: ناقة قصواء و جمل اقصی؛ شتر کرانه گوش بریده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قصواء. [ ق َص ْ ] ( اِخ ) نام ناقه ای است از رسول خدا صلی اﷲ علیه و سلم که گوش بریده نبود. ( منتهی الارب ).
قصواء. [ ق َص ْ ] ( ع ص ) مؤنث اقصی. گویند: ناقة قصواء و جمل اقصی؛ شتر کرانه گوش بریده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قصواء. [ ق َص ْ ] ( اِخ ) نام ناقه ای است از رسول خدا صلی اﷲ علیه و سلم که گوش بریده نبود. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لشـكـر هـمـچـنـان پـيـش رفـت تـا بـه ثـنـيـه رسـيـد، در آنـجـا شـتـررسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليـه و آله وسـلّم ) زانـو بـه زمـيـن زد، و بـرنـخـاسـت.رسـول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) فرمود ناقه قصواء خسته نشده بلكه مانعى اورا از حركت جلوگير شده، همان كسى كه فيل ابرهه را جلوگير شد. آنگاه فرمود: به خداسـوگـند هيچ پيشنهادى كه در آن رعايت حرمت هاى خدا شده باشد به من ندهند مگر آنكه مىپذيرم. آنگاه شتر راهى كرد شتر از جاى خود برخاست.
💡 ترمذى از جابربن عبدالله آورده است كه گفت:رسول خدا(ص ) را در روز عرفه در حجه الوداع ديدم كه بر ناقه قصواء سوار بود ومردم را مخاطب ساخته مى گفت: