قانته

لغت نامه دهخدا

( قانتة ) قانتة. [ ن ِ ت َ ] ( ع ص ) تأنیث قانت.زن فرمانبردار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به قانت شود.

فرهنگ عمید

= قانت

فرهنگ فارسی

زن فرمانبردار

فرهنگ اسم ها

اسم: قانته (دختر) (عربی) (تلفظ: gānete) (فارسی: قانته) (انگلیسی: ganete)
معنی: زن فرمانبردار، ( مؤنث قانت )، زنِ فرمانبردار و مطیع، ( به مجاز ) زنِ نمازگزار

جمله سازی با قانته

💡 و طـايـفـه دوم را بـه دو زن ديـگر تاريخ مثل مى زند، يك ى همسر فرعون است، كه درجهكـفـر شـوهـرش بـدانـجـا رسـيـد كـه در بـيـن مـردم مـعـاصـر خـود (بـاكمال بى شرمى و جنون ) فرياد زد: (رب اعلاى شما منم )، اما اين همسر به خدا ايمانآورد، و ايـمـانـى خـالص آورد، و خـداى تـعـالى او را نـجـات داد وداخـل بـهـشتش كرد، و قدرت همسرى چون فرعون و كفر او نتوانست به ايمان وى خدشه اىوارد سـازد، دومـى مـريم دختر عمران است، مريم صديقه و قانته كه خدايش به كرامت خودگراميش داشت، و از روح خود در او بدميد.