لغت نامه دهخدا
فرسدنی. [ ف َ س ُ دَ ] ( ص لیاقت ) فرسودنی. ( از فرهنگ اسدی نخجوانی ). آنچه طبیعةً قابل فرسوده شدن باشد و به تدریج از میان رود:
نه به آخر همی بفرساید؟
هرکه انجام راست فرسدنی است.رودکی.
فرسدنی. [ ف َ س ُ دَ ] ( ص لیاقت ) فرسودنی. ( از فرهنگ اسدی نخجوانی ). آنچه طبیعةً قابل فرسوده شدن باشد و به تدریج از میان رود:
نه به آخر همی بفرساید؟
هرکه انجام راست فرسدنی است.رودکی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه به آخر همه بفرساید؟ هرکه انجام راست فرسدنیست