لغت نامه دهخدا
فراند. [ ف َ ن ِ ] ( ع اِ ) ج ِ فِرِنْد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). دیگ افزار. ( آنندراج ). رجوع به فرند شود.
فراند. [ ف َ ن ِ ] ( ع اِ ) ج ِ فِرِنْد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). دیگ افزار. ( آنندراج ). رجوع به فرند شود.
جمع فرند. دیگ افزار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نتیجه، رژیم ویشی وی را به اتهام خیانت در دادگاه نظامی پیگیری کرد. دادگاه نظامی با صلاحیت ویژه کلرمونت- فراند، غیاباً او را به اعدام محکوم کرد و ملیت فرانسوی خود او را لغو کرد.در سال ۱۹۴۶ به کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد منتقل شد. او مسئول اولین پیش نویس کامل بیانیه جهانی بود. برای این کار او جایزه صلح نوبل را در سال ۱۹۶۸ دریافت کرد. در همان سال، وی جایزه سازمان ملل متحد در زمینه حقوق بشر را نیز دریافت کرد.