غم و غصه

لغت نامه دهخدا

غم و غصه. [ غ َ م ُ غ ُص ْ ص َ / ص ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) اندوه و ملالت. حزن. رجوع به غم و به غصه شود.

جمله سازی با غم و غصه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرشک و آه و غم و غصه درد و رنج و تعب ز دوست این همه دولت برایگان دارم

💡 سپس فرمود: شمشير زبير را به من بده، شمشير را در دست گرفت، آنرا حركتى داد وفرمود: اين شمشيرى است كه مدتها با آن غم و غصه از رخساررسول الله صلى الله عليه و آله زدوده بود.

💡 3 - ديدگاه جمعى آن است كه اين دوره، جستن از زندان و رها شدن از زنجير ماديات و فراركردن از قفس تن و فارغ شدن از غم و غصه و درد و رنج است.

💡 غم و غصه فراقت بکشم چنان که دانم اگرم چو بخت روزی به کنار خواهی آمد

💡 خس و خاشاک غم و غصه چه سنجد چون ما مست و بی‌خود شده با آتش و آه آمده‌ایم

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز