لغت نامه دهخدا
عقل گزین. [ ع َ گ ُ ] ( ن مف مرکب )چیزی که پسندیده عقل باشد. ( آنندراج ):
خدایگان صفتی کش خدای داد بهم
سه چیز روح فزا و سه چیز عقل گزین.میرمعزی ( از آنندراج ).
عقل گزین. [ ع َ گ ُ ] ( ن مف مرکب )چیزی که پسندیده عقل باشد. ( آنندراج ):
خدایگان صفتی کش خدای داد بهم
سه چیز روح فزا و سه چیز عقل گزین.میرمعزی ( از آنندراج ).
چیزی که پسندیده عقل باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با حکمت و عقل گزین، ماهیت اشیا ببین چون چیره گشتی بر زمین زی آسمان بر کن قبب