جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمر سعد بعد از ورود به كربلا عزرة بن قيس احمسى را فرا خواند و به او گفت: نزد حسين برو و از او بپرس كه چرا به اينجا آمده است ؟ اما عزره، كه خود از كسانى بود كه براى امام نامه نوشته و او را به كوفه فرا خوانده بود، خجالت مى كشيد كه در انجام چنين ماءموريتى با امام روبرو شود!
💡 خوارزمى و ابن شهر آشوب، كشنده جعفر را بشر بن سوط الهمدانى (203) معرفى كرده اند، در حالى كه طبرى مى نويسد: جعفر بن عقيل با تيرى كه عبدالله بن عزره خثعمى به سوى او افكند به شهادت رسيد.
💡 عبدالله و عبدالرحمان، فرزندان عزره غفارى، به خدمت امام آمدند و گفتند: درود بر تو اى ابا عبدالله ! دشمن سخت به ما و تو نزديك شده و ما مى خواهيم در حالى كه حملات دشمن را از تو دور مى سازيم، در پيش رويت كشته شويم. امام فرمود: آفرين بر شما، اينك به من نزديك شويد. آن دو مرد جوان رزمنده به امام نزديك شده و در كنار آن حضرت با دشمنان به جنگ پرداختند. يكى از آن دو در حين نبرد مى گفت:
💡 عزره ! خداوند او را پاك و هدايت كرده است. تو از خدا بترس كه من خيرخواه تو هستم و سوگندت مى دهم كه از كسانى نباشى كه گمراهان را به كشتن اشخاص صالح و پاك يارى مى دهند! عزره در پاسخ زهير گفت:
💡 زهير گفت: اى عزره ! خداى عزوجلاهل بيت را از هر پليدى دور نموده و آنها را پاك و منزهداشته است، از خدا بترس كه من خيرخواه توام، تو را به خدا از آن گروه مباش كه يارى گمراهان كنند و به خاطر خشنودىآنان، نفوسى را كه طيب و طاهرند، بكشند. (580)
💡 عزره بن قيس گفت: اى حبيب ! تو هر چه خواهى و هرچه مى توانى خود ستايى كن !