عروسی کردن

لغت نامه دهخدا

عروسی کردن. [ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زن گرفتن. ( ناظم الاطباء ). همسر اختیار کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). ازدواج. عرس. || شوی کردن دختر. بخانه شوی رفتن دختر یا زن.
- امثال:
عروسی نکرده بچه در گهواره خواباندن، نظیر: گاو یا خر نخریده آخُر بستن. چاه نکنده منار دزدیدن. ( فرهنگ عوام ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) زن گرفتن همسر اختیار کردن.

جمله سازی با عروسی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معانی دیگر ایلام عبارت است از: طعام عروسی ساختن، (منتهی الارب) مهمانی عروسی کردن (تاج المصادر بیهقی)، یه طعام عروسی کسی را بردن، ولیمه دادن، مهمانی عروسی دادن و مجتمع و فراهم آمدن خوی و خرد (منتهی الارب)، (آنندراج)، (ناظم الاطبا). این معانی معانی همگی بامسمی و متناسب با ویژگی‌های منطقه‌ای و بومی ساکنان این نواحی است. در محاورات و نقل قول‌ها، ذکر نام ایلام به صورت «عیلام» غلط است؛ زیرا که عیلام با ع به معنای کفتار نر است. مأخوذ از منتهی الارب.

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز