عرفاء

لغت نامه دهخدا

عرفاء. [ ع َ ] ( ع ص ) شتر بافش. ( از منتهی الارب ). ناقة عرفاء، ماده شتر که سنام وی چون عُرُف و مکان مرتفع شده باشد، و یا بر گردن او یال مانند به وجود آمده باشد. ( از اقرب الموارد ). ج، عُرف. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) کفتار. بسبب افزونی موی گردنش بدین نام خوانده شده است. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
عرفاء. [ ع ُ رَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عَریف. ( منتهی الارب ). رجوع به عریف شود. || ج ِ عارف. ( ناظم الاطباء ). ج ِ عارف، چنانکه علماء و شعراء جمع عالم و شاعر باشد. ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ). در تداول فارسی معمولاً جمع «عارف »تلقی شود. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به عارف شود.

جمله سازی با عرفاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و اگر كسى هم علما و يا از راه برهان، اعتقاد دست بياورد، چنانكه مثلاشيخ الرئيس و غيرهمقامات عرفاء نوشته اند، و يا تقليداء از اهلش ياد بگيرد؛ باز هزاران فرقها ما بين اينعلم و معرفت با معرفت شهودى و وجدانى اهلش ‍ مى باشد؛ و لذتى كه در شهود اينمراتب بر اهلس دست مى دهد، همان است كه در كافى از حضرت صادق عليهالسلام روايت كرده است كه مى فرمايد:

💡 يكى از عرفاء مى گويد: (مگر نه چنين است كه اگر از بيمار، غذا و نوشيدنى و دارورا دريغ دارند آن بيمار مى ميرد؟! قلب و دل آدمى نيز (به غذا و دارو نيازمند است ). اگردل و جان انسان از دانش و تفكر و حكمت محروم گردد چنيندل و جانى از كار مى افتد و دچار مرگ و نابودى مى شود).

💡 303- وى از عرفاء بنام اسلامى است كه بهسال 129 ه‍ق زاده شد، و به هنگام بازگشت از مكه در 197 ه‍ ق. از دنيا رفت.

💡 فُضَيل بن عياض (114) مردى است كه در ابتدا دزد و شخص فاسقى بود او در كارخويش، چنان اقتدارى داشت كه فاصله ابيورد و سرخس را ناامن كرده بود. امّا با همهآلودگى ها چون ذاتاً شايستگى داشت، در اثر تحولات درونى،تمام گناهان را كنارگذاشت، توبه واقعى كرده و يكى از بزرگان عرفاء شد و تعدادى انسان صالحتربيت كرد.

💡 اين افراد مانند دراويش و عرفاء مشرق زمين افرادى با جذبه و مؤ من بودند.(312)

پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز