لغت نامه دهخدا
طوس نوذر. [ س ِن َ ذَ ] ( اِخ ) رجوع به طوس ( پسر نوذر ) و توس شود.
طوس نوذر. [ س ِن َ ذَ ] ( اِخ ) رجوع به طوس ( پسر نوذر ) و توس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدو گفت با طوس نوذر بگوی که هنگام شادی بهانه مجوی
💡 و گر تو ز کشواد داری نژاد منم طوس نوذر مه و شاهزاد
💡 تو اکنون بمرگ برادر گری چه با طوس نوذر کنی داوری
💡 فریبرز با طوس نوذر دمان به نزدیک شاه آمدند آن زمان
💡 دل پهلوانان بدو نرم گشت سر طوس نوذر بیآزرم گشت
💡 ابر میمنه طوس نوذر به پای دل کوه پر نالهٔ کر نای