صراخ

لغت نامه دهخدا

صراخ. [ ص ُ ] ( ع اِ ) فریاد آواز. آواز سخت. ( منتهی الارب ). خروش. ( مهذب الاسماء ). صیاح. بانگ. آوا. || ( مص ) بانگ کردن. ( مصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ).
صراخ. [ ص َرْ را ] ( ع ص ) بسیار بانگ. || ( اِ ) طاوس. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

فریاد، آواز بلند، خروش.

فرهنگ فارسی

از صراخ بسیار بانگ

جمله سازی با صراخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آن چنان به كودكان مهر مى ورزيد كه حتى درحال نماز تحمل شنيدن گريه آنان را نداشت و آن حضرت در اين گونه موارد، به خاطركودكان از طول دادن نماز خوددارى مى كرد. امام صادق عليه السلام فرمود: روزى آنحضرت دو ركعت آخر نماز ظهر را كوتاه خواند، بعد از نماز عده اى از علت آن پرسيدند؛پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اء و ما سمعتم صراخ الصبى؛(65) آيا گريهكودك را نشنيديد؟

💡 صلى رسول الله - صلى الله عليه وآله - الظهر و العصر فخفف الصلاة فىالركعتين فلما انصرف... قالوا: خففت فى الركعتين الاخيرتين؟فقال لهم: او ما سمعتم صراخ الصبى؛

💡 پاسخ همه اين چراها، فقط اين جمله بود كه پيامبر صلى الله عليه وآله به آنها فرمود: اما سمعتم صراخ الصبى

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز