لغت نامه دهخدا
شیرینی پز. [ پ َ ] ( نف مرکب ) قناد. آنکه شیرینی سازد. حلوایی. شیرینی ساز. شیرینی فروش. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیرینی پزی شود.
شیرینی پز. [ پ َ ] ( نف مرکب ) قناد. آنکه شیرینی سازد. حلوایی. شیرینی ساز. شیرینی فروش. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیرینی پزی شود.
( صفت ) آنکه شیرینی سازد قناد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «استیسی» دختری جوان از یک خانواده متوسط، ساکن شهر شیکاگو است که تصمیم میگیرد در مسابقه شیرینی پزی که به مناسبت کریسمس برگزار میشود شرکت کند.
💡 او بیشتر به خاطر بازی در نقش دکتر مگی لین در سریال شبکه تلویزیونی سیتیوی نجات امید (۲۰۱۲–۲۰۱۷)، به عنوان یکی از مجریان دو فصل اول نمایش بزرگ شیرینی پزی کانادا (۲۰۱۷–۲۰۱۹) و در نقش پپر اسمیت شناخته میشود.
💡 بور همچنین با کمک یک نویسنده سه کتاب نوشتهاست. اولین کتاب او، عشق، تانیا، حاوی نکاتی در مورد زیبایی، وبلاگ نویسی و شیرینی پزی است. این کتاب توسط مؤسسه پنگوئن بوکس در ۲۹ ژانویه ۲۰۱۵ منتشر شد. او در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۶ یک کتاب آشپزی با عنوان تانیا بیکز منتشر کرد کتاب سوم او، کریسمس تانیا، در ۱۹ اکتبر ۲۰۱۷ منتشر شد.
💡 امروزه با در دست داشتن موادهای اولیه بسیار زیاد و متنوع و ابزارهای حرفه ای در زمینه شیرینی پزی میتوان دوناتهای بسیار خوشمزه با ظاهری فانتزی و جذاب برای جشنها و میهمانیها تولید کرد.