لغت نامه دهخدا
شگاد. [ ش َ / ش ِ ] ( اِخ ) نام برادر رستم. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ). تبدیل شغاد است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). رجوع به شغاد شود.
شگاد. [ ش َ / ش ِ ] ( اِخ ) نام برادر رستم. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ). تبدیل شغاد است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). رجوع به شغاد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زنان سیستانی به جای شلوار در زیر پیراهن تاجیک دامن پرچینی میپوشند که در منطقه به تنبون شگاد معروف است و عرض آن به ۱۰ متر میرسد. کمر دامن لیفهای بوده و به وسیله بندهایی که توسط خود بانوان بافته میشود، در قسمت کمر محکم میشود. بعضی از بانوان تا سه عدد دامن پرچین روی هم میپوشیدند که لبه دامنها به وسیله نخ، سیاهدوزی میشد.