لغت نامه دهخدا
شعرفهم. [ ش ِ ف َ ] ( نف مرکب ) که شعر را درک کند. که شعر را بفهمد و بشناسد. شعرشناس. سخندان:
کس بجز شاعر تلاش ما نمی فهمد کلیم
شعرفهمان جمله صیادند صید بسته را.کلیم کاشی ( از آنندراج ).و رجوع به شعرشناس شود.
شعرفهم. [ ش ِ ف َ ] ( نف مرکب ) که شعر را درک کند. که شعر را بفهمد و بشناسد. شعرشناس. سخندان:
کس بجز شاعر تلاش ما نمی فهمد کلیم
شعرفهمان جمله صیادند صید بسته را.کلیم کاشی ( از آنندراج ).و رجوع به شعرشناس شود.
که شعر را درک کند که شعر را بفهمد و بشناسد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کس بجز ساغر تلاش ما نمی فهمد، کلیم شعر فهمان جمله صیادند صید بسته را
💡 همچنین حافظ که اندر شاعری پیغمبر است شعر فهمان را بحق میخواند آن قدسی لسان
💡 ز شعر فهم گزیری ندارد اهل سخن نمی توان بلی اینقدر رایگان افشاند