شاهیده

لغت نامه دهخدا

شاهیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) نیکوکار و صالح. ( فرهنگ سروری ). شاهنده. ( شرفنامه منیری ). بمعنی شاهنده است که متقی و پرهیزگار و صالح و نیکوکردار باشد. ( برهان قاطع ). رجوع به شاهندن و شاهنده شود.

فرهنگ عمید

۱. نیکوکار.
۲. پرهیزکار.

فرهنگ فارسی

نیکو کار و صالح شاهنده

فرهنگ اسم ها

اسم: شاهیده (پسر، دختر) (فارسی) (تلفظ: šāhide) (فارسی: شاهيده) (انگلیسی: shahide)
معنی: پارسا، پرهیزکار، نیکوکار، نیکوکار و صالح، شاهنده، متقی

جمله سازی با شاهیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۵، هم‌زمان با پنجاهمین سالگرد تأسیس دانشگاه صنعتی شریف، جشن ویژه‌ای در سالن بزرگ تربیت بدنی این دانشگاه برگزار شد. مراسم جداگانه‌ای در دانشکده‌ها و سایر مراکز این دانشگاه تدارک دیده شده بود. استادان و فارغ التحصیلان نامداری در این رویداد شرکت و سخنرانی کردند که از جملهٔ آن‌ها می‌توان از بهزاد رضوی، محمد شاهیده‌پور، محمدرضا کاظم‌پور مفرد، مونا جراحی، جواد صالحی، علی‌اکبر صالحی، عادل فردوسی‌پور، جمال‌الدین گلستانی و محمدرضا عارف نام برد.

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز