شاه وش. [ هَْ وَ ] ( ص مرکب ) ( مرکب از: شاه + وش پسوند اتصاف ) چون شاه. همانند شاه در بزرگی و ممتازی:
هر آن کس که شد در جهان شاه وش
سرش گردد از گنج دینار کش.فردوسی.پسر بد مر او را گرانمایه شش
همه راد و بینادل و شاه وش.فردوسی.یارب آن شاه وش ماهرخ زهره جبین
دُرِّ یکتای که و گوهر یکدانه کیست.حافظ.|| پادشاهی و سلطنتی. || دوشیزه و باکره و بکر. ( ناظم الاطباء ). دو معنی اخیر جای دیگر دیده نشد.
شاه مانند.
چون شاه همانند شاه در بزرگی و ممتازی
اسم: شاه وش (پسر) (فارسی) (تلفظ: shahvash) (فارسی: شاهوَش) (انگلیسی: shahvash)
معنی: آن که چون شاه بزرگ و شکوهمند است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فغان که آرزوی پایبوس شاه وشی زدست برد فغانی بیدل و دین را
💡 به خط و خال گدایان مده خزانهٔ دل به دست شاه وشی ده که محترم دارد
💡 ز ذره ذره گلم ساغری بساز ایچرخ بدست شاه وشی همچو آفتابی ده