سوگند یاد کردن

لغت نامه دهخدا

سوگند یاد کردن. [ س َ / سُو گ َ ک َدَ ] ( مص مرکب ) سوگند خوردن. قسم خوردن: بر صدق دعوی خود سوگند یاد کرد. ( تاریخ قم ص 300 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) قسم خوردن سوگند خوردن.
بر صدق دعوی خود سوگند یاد کرد

جمله سازی با سوگند یاد کردن

💡 در هنگام سوگند یاد کردن لیلا مجلسیان ترک با داد زدن وی را تروریست و تجزیه‌طلب نامیدند و خواهان دستگیری او شدند. البته به دلیل مصونیتش به خاطر نمایندگی مجلس، حکومت تا سه سال نتوانست وی را زندانی کند.

💡 در روز هفتم ژوئن، رزاز با رهبران اتحادیه‌های کارگری دیدار کرد و موافقت کرد که لایحه مالیاتی پیشنهادی را به زودی پیش از سوگند یاد کردن در کابینه جدید، لغو کند.پیرو این اعلامیه، تظاهرات در منطقه میدان چهارم امان، متوقف شد.