لغت نامه دهخدا
سهرون. [ س ُ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر. سکنه آن 350 تن. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
سهرون. [ س ُ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر. سکنه آن 350 تن. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
دهی است جزئ دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روستای دم چنار عزیزی با حدود ۴۰۰ نفر جمعیت در فاصله ۵۵ کیلومتری جنوب غربی یاسوج مرکز کهگیلویه و بویراحمد واقع است و از مهمترین روستاهای اطراف آن میتوان به سهرون و زنگوا اشاره کرد.
💡 در نامگذاری این روستا چندین روایت وجود دارد ولی با اطمینان میتوان گفت که نام سهرون برگرفته از مکان سکونت اولیه این طایفه قبل از سکونت در منطقه بویراحمد می باشد
💡 اندرگان(اندریان) یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در همسایگی دهستان ارزیل و بیشک و سهرون بخش خاروانا شهرستان ورزقان واقع شدهاست قومیت اهالی ترک، دین اسلام مذهب شیعه و به زبان ترکی آذربایجانی است.