لغت نامه دهخدا
سن و سال. [ س ِن ْ ن ُ ]( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) عمر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
سن و سال. [ س ِن ْ ن ُ ]( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) عمر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
عمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مى گويد عثمان كه جوانى خودخواه و كم سن و سال بود، نه تجربه اى اندوخته بود و نه از گذشت ايام درسى آموخته، نمايندگانى را از مردم مدينه كه در ميانشان عبدالله بن حنظله، غسيل ملائكه از انصار و عبدالله بن ابى عمرو مخرومى و منذر بن الزبير و گروه بسيارى از اعيان و اشراف مدينه به چشم مى خوردند، برگزيد تا به خدمت يزيد اعزام شوند.
💡 ((از اين حديث،مطالبى استفاده مى شود،از جمله:نوشتن امضاى حسين عليه السلام با اينكه كم سن و سال بودند.بعضى از علماى تابعينقبول داشتند كه امضاى بچه ها قبول مى شود.پس اين كار پسنديده اى است و در سنتپيامبر عليه السلام آمده است.))
💡 ابو قدامه گويد: اين ماجرا گذشت. صبح روز جنگ نوجوانى را ديدم كه بدون تجهيزات(زره و كلاه خود و سپر) در ميدان رزم حاضر شده است. به او گفتم: برگرد، زيرا توبا اين جثه كوچك و كمى سن و سال،در صورت تاخت و تاز اسبهاپايمال خواهى شد.
💡 در سال ۱۸۸۷، امپراتور گوانگشو به سن و سالی رسیدهبود، که بتواند به تنهایی حکومت کند، وی تحت نظارت سیکسی، حکومت خود را آغاز کرد. در فوریهٔ ۱۸۸۹ و پس از ازدواج امپراتور گوانگشو، امپراتریس بیوه تزی شی از مقام خود، بازنشسته شد.