سلیح داری

لغت نامه دهخدا

سلیح داری. [ س ِ ]( حامص مرکب ) سلاح داشتن. عمل سلاح داشتن:
زهره دهدش بجام یاری
مریخ کند سلیح داری.نظامی.

فرهنگ فارسی

سلاح داشتن. عمل سلاح داشتن

جمله سازی با سلیح داری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زهره دهدش به جام یاری مریخ کند سلیح داری

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز