سرگدار

لغت نامه دهخدا

سرگدار.[ س َ گ ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان نسر بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه. دارای 123 تن سکنه است. آب آن از قنات، محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

جمله سازی با سرگدار

💡 سرگدار یک، روستایی از توابع بخش مرکزی، شهرستان شهربابک در استان کرمان ایران است.

💡 سرگدار (فریمان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فریمان در استان خراسان رضوی ایران است.

💡 سرگدار (رودان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان رودان در استان هرمزگان ایران است.

💡 سرگدار (جیرفت)، روستایی از توابع بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران است.

💡 زفتک سرگدار، روستایی در دهستان گاوکان بخش رحمت‌آباد شهرستان ریگان در استان کرمان ایران است.