لغت نامه دهخدا
سرجو. [ س َ ] ( اِخ ) طایفه ای از طوایف ناحیه سراوان کرمان. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 97 ).
سرجو. [ س َ ] ( اِخ ) طایفه ای از طوایف ناحیه سراوان کرمان. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 97 ).
طایفه از طوایف ناحیه سراوان کرمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرجو در دوران مدرسه برای مدتی با انیو موریکونه آهنگساز بعضی از کارهای خود همکلاس بود.
💡 سرجو سانتارینی آخرین بازی ملی خود را در سال ۱۹۷۴ میلادی انجام داد.
💡 حمام بزرگ یا حمام سرجو مربوط به دورۀ قاجار است و در شهر کنگاور در استان کرمانشاه قرار دارد. این اثر در تاریخ ۵ تیر ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۱۹۷۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 سرجو بریگنتی آخرین بازی ملی خود را در سال ۱۹۶۱ میلادی انجام داد.
💡 سرجو برتونی آخرین بازی ملی خود را در سال ۱۹۴۰ میلادی انجام داد.