سبحه گردان

لغت نامه دهخدا

سبحه گردان. [ س ُ ح َ / ح ِ گ َ ] ( نف مرکب ) گرداننده دانه های تسبیح. تسبیح گرداننده:
این یکی پیر تنگ میدانی است
وآن دگر زال سبحه گردانیست.سنایی.

فرهنگ فارسی

گرداننده دانه های تسبیح

جمله سازی با سبحه گردان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دست گوهربار او نگذاشت بر روی زمین اشک در چشم یتیمی سبحه گردانی کند

💡 سبحه گردان اثرهای وجودست خیال هر چه گل کرد تو گویی به شمار آمد و رفت

💡 که در قلمرو توحید در شمار آید؟ که نه سپهر درین حلقه سبحه گردانی است

💡 خوشه ها از دانه تسبیح خواهد سر کشید سبحه گردانی اگر بهر خدا باشد مرا

💡 دانه را صیاد ریزد پیش مرغان بر زمین کار زاهد در نظرها سبحه گردانی بود

💡 ای که رضوانت فرستد روضه ی دارالسلام سبحه گردانان گردون کرده در صحنت مقام

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز