«سایه فکندن» در معنای اصلی خود به مفهوم ایجاد سایه، سایه انداختن یا گسترانیدن سایه بر سطحی اشاره دارد و در کاربرد طبیعی، بیانگر قرار گرفتن جسمی در برابر نور و ایجاد تاریکی نسبی در زیر آن است. اما این ترکیب در زبان فارسی، بهویژه در ادبیات کلاسیک، معنایی گستردهتر و کنایی نیز پیدا کرده است. در معنای مجازی، «سایه فکندن» به مفهوم حمایت، عنایت، پناه دادن و لطف کردن بزرگان نسبت به زیردستان به کار میرود. این تعبیر نشاندهنده آن است که فردی صاحب قدرت یا جایگاه والا، با توجه و حمایت خود امنیت و آرامش را برای دیگری فراهم میکند. در ادبیات فارسی، این مفهوم بسیار رایج است و گاه با تصویر «سایه همای سعادت» همراه میشود که نماد خوشاقبالی و حمایت الهی یا شاهانه است. همچنین «سایه فکندن» میتواند به معنای تأثیرگذاری و نفوذ یک شخصیت برجسته بر دیگران نیز به کار رود، بهگونهای که حضور او فضای اطراف را تحت تأثیر قرار میدهد. در اشعار شاعران بزرگ، این تعبیر برای بیان لطف و توجه پادشاهان یا بزرگان به کار رفته است. بنابراین، این واژه هم معنای حقیقی فیزیکی دارد و هم معنای کنایی و ادبی عمیق. در مجموع، «سایه فکندن» به معنای ایجاد سایه در معنای واقعی و همچنین اظهار لطف، حمایت و پناه دادن در معنای مجازی است.
سایه فکندن
لغت نامه دهخدا
سایه فکندن. [ ی َ / ی ِ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پرتو افکندن:
می بر ساعدش از ساتگنی سایه فکند
گفتی از لاله پشیزستی بر ماهی شیم.معروفی بلخی.هر کجا طلعت خورشیدرخی سایه فکند
بیدلی خسته کمربسته جوزا برخاست.سعدی. || عنایت و توجه داشتن:
چون همایم سایه ای بر سر فکن
تا در اقبالت شوم نیک اختری.سعدی ( طیبات ).
فرهنگ فارسی
پرتو افکندن
جمله سازی با سایه فکندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا بر الم بیکسیام ناله نخندد از سرمه توان سایه فکندن به سر من