سال طبیعی

لغت نامه دهخدا

سال طبیعی. [ ل ِ طَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سال طبیعی عبارت است از آن مدت که اندراو یکبار گردش گرما و سرما و کشت و زه بتمامی بود و آغاز این مدت از بودن آفتاب است بنقطه ای از فلک البروج تا بدو بازآید. و از این جهت به آفتاب منسوب کرده اند این سال و اندازه آن سیصد و شصت و پنج روز است و کسری از چهار یک روز کمتر چنانک ما همی یابیم وز چهار یک روز بیشتر چنانکه پیشینگان همی یافتند و چون سال طبیعی این است که گفتیم ماه او که نیم شش است از وی، ماه اصطلاحی است نه طبیعی. ( التفهیم ص 221 ).

فرهنگ فارسی

سال طبیعی عبارت است از آن مدت که اندر او یکبار گردش گرما و سرما و کشت و زه بتمامی بود

جمله سازی با سال طبیعی

💡 با توجه به نزدیکی نزدیک به استوا و آب‌های گرم اقیانوس هند، این شهر دارای شرایط آب و هوایی گرمسیری استو در اغلب روزهای سال دارای هوای گرم و است. این آب و هوای مرطوب منجر به بارندگی سالیانه حدود ۱۱۰۰ میلی‌متر است (۴۳ اینچ) و در یک سال طبیعی دو فصل بارانی وجود دارد: «باران‌های بلند» در آوریل و مه و «باران‌های کوتاه» در نوامبر و دسامبر.

💡 شروع کار رونی با پیشنهاد دوستانش و دعوت آنها از او به باشگاه بدنسازی شروع شد. به گفته خودش از آغاز ورزش حرفه ای به مدت چهار سال طبیعی ادامه داد.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
باجی یعنی چه؟
باجی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز