واژه «ساق دست» در زبان فارسی به بخشی از اندام فوقانی انسان گفته میشود که میان آرنج و مچ دست قرار دارد و از مهمترین قسمتهای دست برای انجام حرکات گوناگون به شمار میآید. این بخش از بدن از استخوانها، ماهیچهها، رگها، اعصاب و بافتهای مختلف تشکیل شده و نقش اساسی در حرکت دادن دست و انگشتان دارد. در کاربردهای پزشکی و کالبدشناسی، ساق دست ناحیهای است که نیروی لازم برای بسیاری از فعالیتهای روزمره مانند گرفتن اشیا، نوشتن، بلند کردن وسایل و انجام کارهای ظریف را فراهم میکند. این واژه از دو جزء «ساق» و «دست» ساخته شده است و «ساق» در اینجا به معنای بخش کشیده و میانی یک اندام به کار رفته است. در برخی متون ادبی و توصیفی نیز این واژه میتواند نمادی از توانایی، قدرت بدنی، مهارت یا زیبایی اندام باشد و نویسندگان برای توصیف ویژگیهای جسمانی افراد از آن بهره بگیرند. همچنین در زبان گفتار، هنگامی که از درد، آسیب یا خستگی ساق دست سخن گفته میشود، معمولاً منظور همین قسمت میان آرنج و مچ است. بنابراین، «ساق دست» به طور کلی به بخش میانی دست از آرنج تا مچ گفته میشود که در ساختار حرکتی و عملکرد طبیعی دست نقشی بسیار مهم و اساسی دارد.
ساق دست
لغت نامه دهخدا
ساق دست. [ ق ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ساعد. رجوع به ساعد شود.
فرهنگ فارسی
ساعد
جمله سازی با ساق دست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الگوی برنزهای است که یک ساق یک دست در آن بهشدت بیشتر از ساق دست دیگر برنزه میشود که به علت رانندگی طولانیمدت با شیشهٔ باز و زیر آفتاب اتفاق میافتد.
💡 این خطوط برنزهنشده روی بدن افرادی که فعالیت زیاد در فضای آزاد دازند ایجاد میشود و ساق دستان (در صورت پوشیدن پیراهن آستینکوتاه)، گردن (در صورت پوشیدن پیراهن یقهدار)، مچ دست و پا (در صورت پوشیدن ساعت مچی یا جوراب)، و پیشانی (در صورت پوشیدن کلاه) را در بر میگیرد.
💡 احتياط آن است كه در سجده سنگينى بدن را بر روى همه هفت موضع قراردهد پس صرف اينكه موضع با زمين تماس پيدا كند كافى نيست و اما اينكه سنگينى بدنرا بطور مساوى در هفت موضع تقسيم كند واجب نيست همچنانكه اگر غير از هفت موضع جاىديگر بدن چيزى از سنگينى بدن را تحمل كند ضررى نداردمثل اينكه ساق دست كف دست را و بقيه انگشتان پا شست پاها را كمك كنند.