لغت نامه دهخدا
ساق دست. [ ق ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ساعد. رجوع به ساعد شود.
ساق دست. [ ق ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ساعد. رجوع به ساعد شود.
ساعد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الگوی برنزهای است که یک ساق یک دست در آن بهشدت بیشتر از ساق دست دیگر برنزه میشود که به علت رانندگی طولانیمدت با شیشهٔ باز و زیر آفتاب اتفاق میافتد.
💡 این خطوط برنزهنشده روی بدن افرادی که فعالیت زیاد در فضای آزاد دازند ایجاد میشود و ساق دستان (در صورت پوشیدن پیراهن آستینکوتاه)، گردن (در صورت پوشیدن پیراهن یقهدار)، مچ دست و پا (در صورت پوشیدن ساعت مچی یا جوراب)، و پیشانی (در صورت پوشیدن کلاه) را در بر میگیرد.
💡 مساءله 2 - احتياط آن است كه در سجده سنگينى بدن را بر روى همه هفت موضع قراردهد پس صرف اينكه موضع با زمين تماس پيدا كند كافى نيست و اما اينكه سنگينى بدنرا بطور مساوى در هفت موضع تقسيم كند واجب نيست همچنانكه اگر غير از هفت موضع جاىديگر بدن چيزى از سنگينى بدن را تحمل كند ضررى نداردمثل اينكه ساق دست كف دست را و بقيه انگشتان پا شست پاها را كمك كنند.