عبارت «ساخته بودن» در زبان فارسی مفهومی گسترده دارد و معمولاً برای بیان توانایی، آمادگی، قابلیت یا فراهم بودن شرایط انجام یک کار به کار میرود. این ترکیب در اصل به این معناست که انجام کاری از عهده فرد یا کسی برمیآید یا برنمیآید و به همین دلیل اغلب در جملاتی دیده میشود که درباره توانایی و امکان انجام یک عمل سخن میگویند. برای نمونه، هنگامی که گفته میشود «این کار از من ساخته نیست»، منظور آن است که شخص توان، مهارت، اختیار یا امکان لازم برای انجام آن کار را ندارد. «ساخته بودن» همچنین میتواند به معنای آماده و مهیا بودن برای انجام کاری یا ورود به مرحلهای جدید از زندگی و فعالیت باشد. در برخی کاربردها، این عبارت مفهوم سامان یافتن و حل شدن امور را نیز در بر میگیرد و نشان میدهد که مشکلی برطرف شده یا کاری به نتیجه رسیده است. افزون بر این، در زبان روزمره و ادبی گاهی برای بیان استعداد طبیعی و ویژگیهای ذاتی افراد نیز به کار میرود؛ مانند زمانی که گفته میشود فردی برای شغلی خاص ساخته شده است، یعنی از نظر تواناییها و ویژگیهای شخصیتی برای آن کار شایستگی و آمادگی لازم را دارد. بنابراین «ساخته بودن» بسته به موقعیت میتواند به معنای توانستن، از عهده برآمدن، آماده بودن، فراهم بودن شرایط، به نتیجه رسیدن کار یا برخورداری از استعداد و قابلیت مناسب برای انجام امری باشد.
ساخته بودن
لغت نامه دهخدا
ساخته بودن. [ ت َ / ت ِ دَ ] ( مص مرکب ) یا نبودن کاری از کسی یا کسانی. انجام آن توانستن یا نتوانستن: این کار از من ساخته نیست.
فرهنگ فارسی
یا نبودن کاری از کسی یا کسانی
جمله سازی با ساخته بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يكى از اين اصول اين بود كه به مردم تلقين كرده بودند كه هيچ ملتى نمى تواندبدون تكيه بر يكى از قدرتهاى شرق يا غرب روى پاى خود بايستد. هر وقت هر جاانقلابى مى شد مى گفتند حتما دست يكى از اين دو، پشت پرده كار مى كند. اين كه دربسيارى از اين انقلابها گرايشهاى شرقى و غربى وجود داشته جاى انكار نيست، اماآنچه مهم است اين است كه از همين نكته يك اصل ساخته بودن و به مغز ملتها فرو كرده بودند.
💡 تیرچه از ترکیب دو مصالح پر اهمیت ساختمانی، شامل میلگرد و بتن تشکیل شده است که به صورت پیش ساخته تولید و به فروش می رسد، از طرفی پیش ساخته بودن این محصول در کاهش هزینه ها و نصب آسان آن کمک می کند.