لغت نامه دهخدا
زورباز. ( نف مرکب ) قوی و توانا. ( آنندراج ). تنومند و قوی و قادر و زورآور. ( ناظم الاطباء ).
زورباز. ( نف مرکب ) قوی و توانا. ( آنندراج ). تنومند و قوی و قادر و زورآور. ( ناظم الاطباء ).
قوی و توانا تنومند و قوی و قادر و زور آور.
💡 نه زر که در قدمت ریزم و نه دست که دل به زور باز ستانم ورای زاری نیست
💡 آن رفت که در دیده همی گشتم اشک کامروز به زور باز مینتوان داشت
💡 نه زر که در قدمت ریزم و نه دست که دل به زور باز توانم گرفت هم زاری