زره موی

لغت نامه دهخدا

زره موی. [ زَ / زِ رِه ْ ] ( ص مرکب ) زره مو. کسی که بر روی خویشتن موی خود را بسان زره سازدو بدان روی را بپوشاند. ( ناظم الاطباء ). || کسی که موی مجعد داشته باشد یا مجعد سازد... ( آنندراج ). کسی که موی حلقه حلقه و زیبا دارد:
شد سپر از دست عقل تا ز کمین عتاب
تیغ جفا برکشید ترک زره موی من.سعدی.آب ازنسیم باد زره پوش گشته ست
مفتون زلف یار زره موی خوشتر است.سعدی.منش با خرقه پشمین کجا اندر کمند آرم
زره موئی که مژگانش ره خنجرگزاران زد.حافظ ( دیوان چ قزوینی ص 104 ).رجوع به زره شود.

فرهنگ فارسی

زره مو کسیکه بر روی خویشتن موی خود را بسان زره سازد و بدان روی را بپوشاند

جمله سازی با زره موی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عکس رویت ز سواد زره موی سیاه چون فروغ ظفر پرچم سلطان پیداست

💡 آن زره موی در کمان ز کمین تیرهای زره گذار نهاد

💡 جوشن خوشست بهر مجاهد برزمگاه خفتان ززلف یار زره موی خوشتر است

💡 رها شد ز بند زره موی اوی درفشان چو خورشید شد روی اوی

💡 شد سپر از دست عقل تا ز کمین عتاب تیغ جفا برکشید ترک زره موی من

گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز