زر کشیدن
مترادفها
وراجی کردن، چرند گفتن
لغت نامه دهخدا
زر کشیدن. [ زَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) گردآوردن زر. ( آنندراج ):
شنید از دبیران دینارسنج
که زر زر کشد در جهان گنج گنج.نظامی ( از آنندراج ).رجوع به دینارسنج شود.
جمله سازی با زر کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ترا آنقدر بخشم از سیم و گنج که آئی از آن زر کشیدن برنج
💡 ور نی نتوان به زر کشیدن یک ذره قبول دل خریدن
💡 مرا یک دم ز لعلت در کشیدن به از صد خم ز جام زر کشیدن
💡 شد اندامش گران از زر کشیدن فرو ماند اسبش از گوهر کشیدن
💡 مرا هم نیز با این اشک و سیما چرا منت ز سیم و زر کشیدن