رو شدن

لغت نامه دهخدا

رو شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، خجلت نبردن. خجالت نکشیدن: چطور روت شد این حرف باین زشتی را به او زدی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

در تداول عامه خجلت نبردن خجالت نکشیدن.

جمله سازی با رو شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آماده کردن طفل برای شناختن، دوست داشتن و ساختن محیط. از طریق ادبیات است که کودکان و نوجوانان مسائل را می شناسند و راه های گوناگون رو به رو شدن با آن ها را می بینند و تجربه می کنند و در نتیجه این گسترش دید و تخیل، قدرت تفکر و سازندگی بیشتر به دست می آوردند.

💡 غل و زنجيرهايشان را گشودند. آنان همه آن شب را به نماز پرداختند. زمزمه دعا ونمازشان بلند بود و آماده رو به رو شدن با عروس شهادت بودند. شب خوشى داشتند.

💡 (از) چـنـانـكـه راغـب در مـفـردات مـى گـويـد دراصـل بـه مـعـنـى جـوشـش ديك و زير و رو شدن محتواى آن به هنگام شدت غليان است و درايـنـجـا كـنـايـه از آنـسـت كـه شياطين آنچنان بر آنها مسلط ميشوند كه در هر مسير و به هرشكلى بخواهند آنانرا به حركت در مى آورند، و زير و رو ميكنند!.

💡 تقلب وجوه در آتش، به معناى زير و رو شدن، وحال به حال گشتن است، لحظه اى زرد، سپس سياه و در آخر كباب مى شوند، و ممكن استمراد از آن جابجا كردن كفار در آتش باشد، چون جابجا كردن، در بهتر سوختن موثر است، همچنان كه كباب را روى آتش جابجا مى كنند تا زودتر برشته شود.

💡 هنگام رو به رو شدن با يوسف زهرا نيز برخى مسلمانان، بر وى شمشير مى كشند؛ زيراسينه هايى آكنده از كينه دارند يا خود را از او بيشتر دوست دارند يا اين كه خود را زمام دارامور خويش مى دانند و در برابر راءى و نظر او، راءى و نظرى جداگانه براى خودقايل اند و يا....