رثه

لغت نامه دهخدا

( رثة ) رثة. [ رِث ْ ث َ ] ( ع ص، اِ ) ردی و بلایه از متاع خانه. ج، رِثَث. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || زن گول و فرومایه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). زن گول و نادان. ( از اقرب الموارد ). || ضعیف از مردم. ( ناظم الاطباء ). مردم ضعیف و پست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
رثة. [ رِ ث َ ] ( ع مص ) رِثَت. میراث گرفتن. ( منتهی الارب ). میراث یافتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). وراثت. ارث. ( ناظم الاطباء ).
رثة. [ رَث ْ ث َ ] ( ع ص ) رَث. کهنه. ج، رِثاث. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با رثه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و قال النبی صلی الله علیه و سلم: «العلما و رثه الانبیاء» و قال «علما امتی کانبیاء بنی اسرائیل».

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز