لغت نامه دهخدا
دوپایی. [ دُ ] ( ص نسبی مرکب ) منسوب به دوپا. دارای دوپا. که دوپا دارد.( یادداشت مؤلف ). || ( ق مرکب ) با دوپا.
- دوپایی روی قرآن رفتن؛ کنایه از سوگند مغلظ خوردن. ( یادداشت مؤلف ).
دوپایی. [ دُ ] ( ص نسبی مرکب ) منسوب به دوپا. دارای دوپا. که دوپا دارد.( یادداشت مؤلف ). || ( ق مرکب ) با دوپا.
- دوپایی روی قرآن رفتن؛ کنایه از سوگند مغلظ خوردن. ( یادداشت مؤلف ).
منسوب به دو پا. دارای دو پا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بعضی از تقسیمبندیها، جانوران را بر اساس تعداد پاهایشان تقسیمبندی میکنند: تک پایی، دو پایی و ششپایی و غیره، تا جایی که بعضی از حیوانات بیش از ۱۰۰ پا دارند.
💡 ساحلمردم چادی ممکن است روی دو پا راه رفته باشد. با این حال، از آنجا که هیچ بقایای بعد از جنین (یعنی استخوانهای زیر جمجمه) کشف نشدهاست، بهطور قطعی مشخص نیست که آیا ساحلمردم چادی واقعاً دو پایی بودهاند یا خیر، اگرچه ادعاهای مربوط به سوراخ بزرگ پسسری در قسمت قدامی نشان میدهد که ممکن است چنین بوده باشد. پس از بررسی سوراخ بزرگ پسسری در مطالعه اولیه، نویسنده هدایت گر حدس زد که بر اساس مورفولوژی پایه ای، همانند انسانیان جدید، راه رفتن بر روی دو پا «غیر منطقی نخواهد بود».