دهقان نورد

لغت نامه دهخدا

دهقان نورد. [ دِ ن َ وَ ] ( ن مف مرکب، اِ مرکب ) دهقان نوردیده. که دهقان آن را درهم پیچیده باشد. || کتاب تاریخ. ( ناظم الاطباء ). کنایه است از تاریخ و دفتر حساب. ( از آنندراج ):
گزارنده گنج دهقان نورد
گزارندگان را چنین یاد کرد.نظامی.و رجوع به دهقان شود.

فرهنگ فارسی

دهقان نوردیده. که دهقان آن را در هم پیچیده باشد.

جمله سازی با دهقان نورد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گزارنده درج دهقان نورد گزارندگان را چنین یاد کرد

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز