ده در

لغت نامه دهخدا

ده در. [ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بالا بخش طالقان شهرستان تهران. واقع در 26هزارگزی خاور شهرک. آب آن از رودخانه گندآب تأمین می شود.سکنه آن 200 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).، دهدر. [ دُ دُرر ]( ع اِ ) اسم است مر دروغ و باطل را. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان بالا بخش طالقان شهرستان تهران.

جمله سازی با ده در

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن می خور شعاع ده در دل شب که این نفس صبح رسید و می‌رسد خود ز قفای صبحدم

💡 هر یک بوسه از آن لعل شکر بار بمن ده در پسته ننگ نو پر شکر بمن آمد

💡 کنون ده در بخواهم گفت نامه به گفتاری که خون بارد ز خامه

💡 در قـريـه ديـگـرى چـنـد نـفـر از مـردم آن ده در مـحـلى اجـتـمـاع داشتند و از اين دو نفر خوبپذيرائى نمى كنند الياس ايشان را دعا مى كند كه همگى رياست يابند.

💡 ده در شود گشاده، شود بسته چون دری انگشت، ترجمان زبان است لال را