لغت نامه دهخدا
دناج. [ دِ ] ( ع مص ) استوار کردن کار را. || ( اِمص ) استواری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
دناج. [ دِ ] ( ع مص ) استوار کردن کار را. || ( اِمص ) استواری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
استوار کردن کار را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دناجی یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در منطقه قطنا واقع شدهاست. دناجی ۹۳۳ نفر جمعیت دارد.