لغت نامه دهخدا
دشنام شنیده. [ دُش َ / ش ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) که ناسزا شنیده باشد.آنکه مورد ناسزا قرار گیرد. فحش خورده:
با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
رفتیم دعا کرده و دشنام شنیده.سعدی.
دشنام شنیده. [ دُش َ / ش ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) که ناسزا شنیده باشد.آنکه مورد ناسزا قرار گیرد. فحش خورده:
با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد
رفتیم دعا کرده و دشنام شنیده.سعدی.
که ناسزا شنیده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده
💡 کس نیست که از لعل تو دشنام شنیده است وز حسرت آن لب، لب خود را نگزیده است