لغت نامه دهخدا
دسته جارو. [ دَ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) چوبی استوانه شکل به درازی گزی و نیم که در میان ساقه های خارهای فراهم آمده یا مجموعه گیاه جارو فروبرند. دستینه جارو.
دسته جارو. [ دَ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) چوبی استوانه شکل به درازی گزی و نیم که در میان ساقه های خارهای فراهم آمده یا مجموعه گیاه جارو فروبرند. دستینه جارو.
چوبی استوانه شکل که به درازی گزی و نیم که در میان ساقه های خارجی فراهم آمده یا مجموعه گیاه جارو فرو برند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روبیوس هاگرید در هری پاتر و سنگ جادو، خرابکاری به بار میدهد. او که عاشق اژدها بوده به کافهٔ سه دسته جارو میرود که محل تجمع جادوگران است. شخصی که نقاب بر صورت داشت او را گولمیزند که اگر او راز آرام گرفتن سگ سه سر که محافظ سنگ جادو بودهاست را به او بگوید در عوض او یک اژدها به هاگرید میدهد. سپس هاگرید هم قبول میکند و راز را میگوید و اژدها را میگیرد که اسم او را نوربرت میگذارد.