درمن
لغت نامه دهخدا
درمن.[ دُ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شهراء بالا از بخش وفس شهرستان اراک واقع در 78 هزارگزی جنوب خاوری کمیجان و سر راه مالرو عمومی اراک به ملایر، با 1124 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است و از خانقاه اتومبیل می رود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان شهرائ بالا بخش و فس شهرستان اراک واقع در ۷۸ هزار گزی جنوب خاوری کمیجان و سر راه مالرو عمومی اراک به ملایر
جمله سازی با درمن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وجوه لهو جهان درمن و مرا در پوست دلی یر آبله ی خون چو دانه انگور
💡 من مفلس گدا را بخیال هم نگنجد که درآیی از درمن مگرم بخواب آیی
💡 به کینه کند درمن اکنون نگاه همان مهربانی شد از مهر و ماه
💡 مرا دیدی و در من بی نشانی تو درمن این زمان راز نهانی
💡 در نهان در زیرچشم آن پیر راه کرد درمن طرفة العینی نگاه
💡 دی گفتی، آه می زنی از مات شرم نیست آتش زده ست درمن و زان یک سخن زده ست