خیمه گه
مترادفها
خیمه، چادر
لغت نامه دهخدا
خیمه گه. [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) خیمه گاه.
فرهنگ فارسی
خیمه گاه
جمله سازی با خیمه گه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گویا صدای العطش کودکان به گوش آید ز سمت خیمه گه کربلا هنوز
💡 شهنشه خروشان بیامد برش بیاورد زی خیمه گه پیکرش
💡 گذار بار دگر تا به خیمه گه برمش که جمله چشم براهند و مضطرب حرمش